الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

285

الغدير ( فارسى )

- هريك جامهء عزا حمايل ساخته ، دانه‌هاى اشك چون مرواريد بر حله‌ها رخشان . - به تهنيت قدومت ، بارانى فروريزد كه تودهء خاك را جان بخشد ، نرم و هموار . - و چون به دشت و هامون بنگرى ، مرغزارى در نظر آيد چون حله يمن شاهوار . - از اين ديدگان كه اينك به زيارت آمده‌اند ، به جز بيخوابى و غمگسارى چه مىجوييد ؟ - ديگر اشكى بر اين ديده‌ها نماند ، نه به خدا ، خواب هم بدان راه نبرد . - اينك از گريه بر اين ديار بازمانديم ، و بر حال زار فاطمه گريانيم كه در سوك فرزندانش اشكبار است . - آيا به هنگام ولادتش دانست كه زنازادگان سر حسين را بر سر نى خواهند كرد ؟ - آن روز كه عراقيان به سوك و ماتم نشينند ، شاميان با جشن و سرورش عيد شمارند . - از خشم پيامبر نهراسيدند كه يكسر كشتزار او را درو كردند . - بينش و هدايت را در برابر سرگشتگى و ضلالت فروختند و رشد و صلاح را وانهاده نكبت و جهالت را خريدند . - رسول خدا را خصم خود ساختند و چه بد ذخيره‌اى براى روز جزا مهيا كردند . - خاندان پيامبر بر پشت شتران بدخو سوارند و خون پيامبر بر ناوك نيزه‌ها نمايان است . - اى دل ! بسوز بر خاندان على كه پس از عزت و ارجمندى ، پامال امويان گشت . - مهار ذلت و خوار در بينى كشيدند و ريسمان اسارت بر گردن نهادند . - گفتند : هلاك آل على ، دين كردگار است ! مگر نه اين دين از جدشان بيادگار است ؟ - به آيين جاهليت ، خون كشتگان بازجستند و سينه‌هاى پركينه را از آتش التهاب ، شفا بخشيدند . - حقوق غايبان را ويژهء خود ساختند و به دلخواه خود بر حاضران ستم راندند . - خدا ارواحشان را از معركهء نبرد به عالم بالا بركشيد ، و شما با تاختن بر اجسادشان فجيع‌ترين جنايات را مرتكب گشتيد . - اگر قبه‌هاى افراشتهء آن پاكان بر زمين فروخوابيد ، اركان دين خدا هم به خاك درغلتيد . - اينك خلافت اسلامى از مسير خود منحرف است ، ديگر به رشد و صلاح امت اميد نتوان برد .